مرتضى راوندى
402
تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )
و ترغيب به استفاده از لذايد موجود و حال و امثال اين مسائل كه همه خارج از حدود ذوق و درك مردم ظاهربين است ، مورد كينهء علماى قشرى بود . » « 1 » از خصوصيات رباعيات خيام دوربودن از تصنع ، و فصاحت گفتار و بلاغت معانى و الفاظ موجز و استوار و پرمغزى است كه شاعر براى بيان انديشههاى فلسفى خود به كار برده و از اين راه در قلب صاحبنظران و متفكرين شرق و غرب نفوذى عميق كرده است . « بررسى دقيق رباعيّات خيام نشان مىدهد كه قلب شاعر حكيم ما از چندچيز سخت متأثر بوده و عمرى از پى چاره آن دردهاى بىدوا مىگشته و چون چارهيى كه درد را تسكين دهد ، پيدا نمىكرد ؛ به ناچار در آن فشار درونى ، محض آرامش ضمير به زير بال شعر پناه مىبرده است . نخستين تأثر قلبى شاعر ، همانا از نادانى و بىخبرى بشر است ، در برابر راز آفرينش و معمّاى جهان ؛ كسى ما را آگاه نكرد ، كه از كجا آمده و به كجا مىرويم ، اين گيرودار زندگى چيست و كاروان بشرى اين بيراهه حيات را با اينهمه اندوه چرا مىپيمايد ؟ » « 2 » كس مىزند دمى در اين معنى راست * كين آمدن از كجا و رفتن به كجاست * ز آوردن من نبود گردون را سود * وز بردن من جاه و جلالش نفزود وز هيچكسى نيز ، دو گوشم نشنود * كاوردن و بردن من ، از بهر چه بود چون خيام از جهت اعتقاد به اصول عقايد شرعى ، در بين روحانيون عصر خود مردى منحرف و مادى بشمار مىرفت ، آنان را با شاعر ، لطف و عنايتى نبود ؛ زكريا بن محمود قزوينى ، در آثار البلاد ، داستانى از مخالفت فقهاء با خيام آورده و گفته است : « يكى از آنها هرروز صبح پيش از برآمدن آفتاب نزد او مىرفت و درس حكمت مىخواند و چون به ميان مردم مىآمد از وى به بدى ياد مىكرد ، عمر خيام يك بار چندتن را با طبل و بوق در خانه خود پنهان كرد ، چون فقيه به عادت خود به خانه وى آمد ، فرمان داد تا طبلها و بوقها را به صدا درآورند ، مردم از هرسوى در خانه او گرد آمدند ؛ عمر گفت : اى مردم نيشابور ، اين فقيه شماست ، كه هرروز در همين هنگام نزد من مىآيد و درس حكمت مىآموزد و آنگاه نزد شما از من بهنحوى كه مىدانيد ، ياد مىكند ؛ اگر من همان باشم كه
--> ( 1 ) . همان كتاب ، ص 527 ( 2 ) . دكتر رضازاده شفق ، تاريخ ادبيات ايران ، چاپخانه دانش ، ص 163 .